یکی از شاخص‌های کمتر دیده‌شده اما بسیار مهم در تحلیل بازار ارز، نسبت «ارزش دلاری نقدینگی» به «ارزش دلاری صادرات» است. این نسبت می‌تواند به ما بگوید آیا پول داخلی بیش از ظرفیت اقتصاد رشد کرده یا هنوز پشتوانه ارزی برای آن وجود دارد.

۱. محاسبه ارزش دلاری نقدینگی
فرمول ساده ای برای این محاسبه هست ، ارزش دلاری نقدینگی = حجم نقدینگی / نرخ دلار
برای مثال اگر:
حجم نقدینگی 13000 هزار میلیارد تومان باشد ، نرخ دلار 165.000 تومان ، در این صورت ارزش دلاری نقدینگی حدود 76 میلیارد دلار خواهد بود. این عدد نشان می‌دهد اگر کل پول موجود در اقتصاد با نرخ بازار آزاد به دلار تبدیل شود، چه ارزشی پیدا می‌کند.


۲. مقایسه با ارزش صادرات
حال اگر ارزش سالانه صادرات کشور (نفتی و غیرنفتی) که در گزارش ها 86 میلیارد دلار هست را لحاظ کنیم ، در این صورت باید " ارزش صادرات > ارزش دلاری نقدینگی " است و این وضعیت چند پیام مهم دارد:

الف) ظرفیت پوشش ارزی
اگر جریان صادرات پایدار باشد، اقتصاد از نظر تئوریک توان پوشش نقدینگی را دارد. به بیان ساده، پشتوانه ارزی برای پول داخلی وجود دارد. تجربه کشورهایی مانند روسیه پس از تحریم‌ها نشان داد که تراز تجاری مثبت می‌تواند فشار بر ارز را مهار کند.

ب) ارزیابی حباب دارایی‌ها
اگر ارزش نقدینگی از صادرات کمتر باشد، به این معناست که حجم پول نسبت به توان دلارسازی اقتصاد هنوز بیش‌ازحد متورم نشده است. در چنین شرایطی، جهش‌های بسیار شدید ارزی معمولاً نیازمند یک شوک بیرونی هستند.


۳. برآورد نرخ تعادلی دلار
برای محاسبه نرخ تعادلی دلار می‌توان از یک رابطه ساده استفاده کرد که "نرخ تعادلی دلار ≈ نقدینگی / صادرات دلاری"
در مثال بالا:
13000 هزار میلیارد تومان تقسیم بر 86 میلیارد دلار به صورت حدودی ≈ حدود 151.000 تومان میشود ، این یعنی اگر بازار روی 165.000 تومان معامله شود، می‌توان گفت دلار بالاتر از نسبت نقدینگی به صادرات قیمت‌گذاری شده است و اگر کمتر از 151.000 هزار تومان باشد، می‌تواند نشانه سرکوب ارزی باشد. البته این تنها یکی از مدل‌هاست.


۴. سه چارچوب اصلی برای ارزش‌گذاری دلار
۱) مدل پولی و صادراتی
بر اساس نسبت نقدینگی به صادرات. این مدل بیشتر ساختاری و ترازنامه‌ای است.

۲) مدل برابری قدرت خرید (PPP)
این نظریه که توسط اقتصاددان سوئدی گوستاو کاسل مطرح شد، می‌گوید اختلاف تورم داخلی و خارجی مسیر بلندمدت ارز را تعیین می‌کند.
در اقتصادهایی با تورم مزمن، نرخ ارز در بلندمدت صعودی است.

۳) مدل ریسک سیاسی و جریان سرمایه
در کشورهایی که با تحریم، ریسک ژئوپلیتیک یا محدودیت‌های مالی مواجه‌اند، نرخ ارز می‌تواند برای مدتی بالاتر از ارزش‌های بنیادی معامله شود. عواملی مانند تنش با ایالات متحده آمریکا یا فضای امنیتی منطقه‌ای بر این متغیر اثرگذارند.


۵. اشتباه رایج بازار
بخش بزرگی از فعالان بازار تنها به رشد نقدینگی نگاه می‌کنند و نتیجه می‌گیرند دلار باید متناسب با آن رشد کند. اما اگر هم‌زمان صادرات افزایش یافته باشد، این رشد نقدینگی تا حدی خنثی می‌شود.بنابراین تحلیل درست نیازمند نگاه هم‌زمان به سه متغیر است:
رشد نقدینگی
رشد صادرات
ریسک سیاسی
نادیده گرفتن هر کدام، تصویر را ناقص می‌کند.


۶. جمع‌بندی تحلیلی
اگر ارزش دلاری نقدینگی کمتر از ارزش صادرات باشد احتمال جهش‌های انفجاری بدون شوک سیاسی پایین‌تر است. اما در صورت وقوع ریسک ناگهانی، واکنش بازار سریع و تند خواهد بود. دارایی‌های ریالی هنوز می‌توانند ظرفیت رشد داشته باشند، اما پوشش ارزی به عنوان بیمه پرتفوی ضروری است. در نهایت، دلار فقط تابع تورم نیست. دلار حاصل برآیند پول، تولید دلار، و ریسک است. هر زمان این سه در یک جهت هم‌راستا شوند، حرکت بزرگ شکل می‌گیرد.