۱. روند شاخص از ابتدای سال

بازار سرمایه ۱۴۰۵ را با احتیاط آغاز کرد. شاخص کل تقریباً تا میانه اردیبهشت در محدوده ۳.۷ میلیون واحد رنج می‌زد؛ بازاری که هم از سنگینی نرخ بهره بالا خسته بود و هم منتظر تکلیف مذاکرات بود. اما از ۲۰ خرداد به بعد، با داغ‌شدن اخبار دیپلماتیک، شاخص یک حرکت انفجاری را تجربه کرد: تنها در یک هفته از کانال ۴.۵۹ میلیون به بالای ۴.۹ میلیون واحد رسید — رشدی که عمدتاً «خبرمحور» بود، نه «بنیادی».
نکته‌ی مهم برای معامله‌گری: شاخص هم‌وزن هم همزمان با شاخص کل رشد کرده، یعنی موج صعودی محدود به چند نماد بزرگ نبوده و در سطح وسیعی از بازار جریان داشته. ارزش معاملات خرد و خالص ورود پول حقیقی هم در همین روزها به‌شدت مثبت بوده، که نشان می‌دهد سرمایه‌ی تازه وارد بازار شده، نه فقط جابه‌جایی نقدینگی موجود.

۲. نرخ بهره بین‌بانکی؛ از ۲۰.۶ به آستانه‌ی ۲۴ و احتمال جهش به ۳۳

نرخ بهره بین‌بانکی سال را با ۲۰.۵۸ درصد آغاز کرد و در ۱۹ فروردین به ۲۱.۴۵ درصد رسید. از میانه‌ی اردیبهشت روند صعودی شتاب گرفت و در ۲۰ خرداد به ۲۳.۹۹ درصد رسید — یعنی عملاً به سقف دالان نرخ سود (۲۴ درصد) چسبیده. این یعنی بانک مرکزی آگاهانه شیر نقدینگی بین‌بانکی را بسته و بانک‌ها را در یک تنگنای اعتباری جدی قرار داده است؛ سیاستی که در ادبیات بانک مرکزی «کنترل مقداری ترازنامه» نام دارد.
اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود. گزارش‌های اخیر از بازنگری گسترده‌تر بانک مرکزی در ساختار نرخ‌های سود — شامل سپرده کوتاه‌مدت، بلندمدت، بازار بین‌بانکی و تأمین مالی مستقیم — حکایت دارد. برخی گزارش‌ها از افزایش نرخ سود سپرده و تسهیلات در دو مرحله‌ی ۵ درصدی، یا حتی یک جهش یک‌باره‌ی ۱۰ درصدی خبر می‌دهند. اگر این سناریو عملی شود، نرخ‌هایی که امروز در کانال ۲۳-۲۴ درصد قرار دارند می‌توانند به محدوده‌ی ۳۳-۳۴ درصد برسند.

🔴این برای بورس یعنی چه؟
تجربه‌ی تاریخی نشان داده افزایش نرخ سود بانکی، به‌خصوص وقتی با گواهی سپرده‌های جذاب همراه شود، رقیب جدی نقدینگی برای بورس می‌شود. سرمایه‌گذاری که می‌تواند بدون ریسک ۳۳ درصد سود بگیرد، انگیزه‌ی کمتری برای ماندن در بازاری دارد که نوسان روزانه‌اش می‌تواند همان عدد را در یک جلسه از بین ببرد. از طرف دیگر، در شرایط فعلی، نرخ بهره بالا عمدتاً ناشی از کمبود نقدینگی بانک‌ها و فشار سیاست انقباضی است، نه جذابیت ابزار برای سپرده‌گذار خرد؛ این تمایز مهم است چون اثرش بر بورس فوری و مستقیم نیست، اما در میان‌مدت — به‌خصوص اگر با عرضه‌ی گسترده‌ی گواهی سپرده‌های بانکی همراه شود — می‌تواند ترمزی جدی روی ادامه‌ی رشد شاخص باشد.(هرچند که این خبر فعلا توسط بانک مرکزی تکذیب شد)


۳. توافق اسلام‌آباد؛ رفع تحریم بانکی و حمل‌ونقل، و اثر آن بر نفت و پتروشیمی

در ۲۷ خرداد، «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» میان ایران و آمریکا قرائت شد؛ سندی ۱۴ بندی که چارچوب کلی پایان جنگ و مسیر مذاکرات نهایی ۶۰ روزه را ترسیم می‌کند. چند بند آن مستقیماً به بازار سرمایه و کسب‌وکارهای صادراتی مرتبط است:

بند ۴ و ۵: پایان محاصره‌ی دریایی ظرف ۳۰ روز و بازگشایی ایمن تردد کشتی‌های تجاری در تنگه‌ی هرمز.

بند ۱۰: تعهد آمریکا به صدور فوری معافیت برای صادرات نفت خام، فرآورده‌های نفتی و مشتقات آن، به‌همراه تمام خدمات مرتبط — یعنی تراکنش بانکی، بیمه و حمل‌ونقل — بلافاصله پس از امضا و تا زمان لغو کامل تحریم‌ها.

بند ۶: برنامه‌ی بازسازی اقتصادی به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار با همکاری شرکای منطقه‌ای.

بند ۷: تعهد به لغو تدریجی تمام تحریم‌ها طبق جدول زمانی توافق نهایی.
برای کسب‌وکار نفت و پتروشیمی این یعنی رفع سه مانع هم‌زمان: مانع مالی (امکان دریافت وجه از طریق کانال‌های بانکی رسمی به‌جای دلالی و واسطه‌های پرهزینه)، مانع بیمه‌ای (کشتی‌ها دیگر نیازی به بیمه‌ی جایگزین گران‌قیمت ندارند) و مانع حمل‌ونقل (ناوگان تحریم‌نشده و کاهش هزینه‌ی فریت). نتیجه‌ی مستقیم: کاهش دیسکانت فروش نفت ایران نسبت به برنت، و کاهش چشمگیر هزینه‌ی نقل‌وانتقال محصولات پتروشیمی به بازارهای هدف. این دقیقاً همان مکانیزمی است که در دوره‌ی برجام درآمد صادراتی شرکت‌هایی مثل پتروشیمی خلیج فارس را تقویت کرد.
با این حال، باید واقع‌بین بود: بند ۸ (سرنوشت مواد غنی‌شده) و بسیاری از جزئیات هسته‌ای هنوز به توافق نهایی موکول شده‌اند، و بند ۹ تأکید دارد که تا حصول توافق نهایی، طرفین در «وضعیت موجود» باقی می‌مانند. یعنی این هنوز یک تفاهم چارچوبی است، نه لغو واقعی و اجرایی تحریم‌ها



۴. دلار حواله؛ ریزش تند و چشم‌انداز کاهش بیشتر

بازار ارز سریع‌تر از بورس به اخبار واکنش نشان داد. دلار حواله از کانال ۱۷۱.۵ هزار تومان (۱۹ خرداد) ظرف کمتر از ده روز به ۱۴۵.۶ هزار تومان (۲۸ خرداد) رسید — افتی نزدیک به ۱۵ درصد. کارشناسان بازار ارز معتقدند در صورت تثبیت توافق و اجرایی‌شدن واقعی آن، احتمال سقوط بیشتر دلار به کانال ۱۵۰ هزار تومان (که عملاً رد شده) و حتی پایین‌تر از آن دور از انتظار نیست، به‌خصوص اگر بازگشایی کامل مسیرهای تجاری و رفع تحریم بانکی تسریع شود.
🔴 اما یک نکته‌ی فنی مهم: کاهش نرخ ارز برای صادرکنندگان دو لبه دارد. از یک سو هزینه‌ی واردات مواد اولیه و تجهیزات کاهش می‌یابد؛ از سوی دیگر، ریالی‌شدن درآمد صادراتی (که عمدتاً به نرخ ارز بستگی دارد) برای شرکت‌های صادرات‌محور — به‌ویژه پتروشیمی، فلزات و معدنی‌ها — کمتر می‌شود. در دوره‌ی برجام دقیقاً همین اتفاق افتاد: گرانی دلار پیش از برجام سود تورمی به صادرکنندگان داده بود؛ با کاهش نرخ ارز پس از توافق، آن مزیت تدریجاً از بین رفت.

۵. مقایسه با دوران برجام؛ درسی که نباید فراموش شود

این الگو برای بازار سرمایه ایران تازه نیست. تجربه‌ی برجام (۱۳۹۳-۱۳۹۵) یک نقشه‌ی راه روشن به دست می‌دهد:

روز توافق اولیه (۱۶ فروردین ۹۴): شاخص یکی از بزرگ‌ترین جهش‌های تاریخ بورس تهران را ثبت کرد — رشد شدید ۲۴۳۵ واحدی در یک روز.

بین توافق و اجرا: پژوهش‌های دانشگاهی (نشریه مدیریت دارایی و تأمین مالی) نشان می‌دهد در روز اعلام توافق، هجوم سهام‌داران خرد و ورود سرمایه‌ی هیجانی باعث شد بازدهی شاخص در کوتاه‌مدت حتی منفی شود — یعنی بسیاری از خریداران هیجانی همان بالای قیمت گرفتار شدند.

روز اجرای برجام (دی ۹۴): با لغو رسمی تحریم‌ها، شاخص دوباره جهش مثبت داشت و گروه‌های صادراتی، به‌ویژه پتروشیمی خلیج فارس، از پیشروهای اصلی بازار شدند.
بلندمدت: پژوهش‌ها تأیید می‌کنند که در تفاضل با سناریوی «بدون برجام»، بازدهی بلندمدت بورس بهبود محسوسی یافت — اما این بهبود تدریجی بود، نه یک‌باره.

🔴نکته‌ی تلخ ماجرا: خوش‌بینی برجام در عمل کوتاه‌مدت بود. با بازگشت تحریم‌ها در ۱۳۹۷، همان مزیت‌های صادراتی معکوس شد و شاخص دوباره با کاهش ارزآوری افت کرد.

نکته کلیدی امروز: تجربه‌ی برجام می‌گوید رشد «خبرمحور» فعلی شاخص (همان جهشی که در نمودار بالا از ۲۰ خرداد به بعد می‌بینید) شبیه فاز «روز توافق» است، نه فاز «روز اجرا». تا زمانی که تحریم‌های بانکی و بیمه‌ای واقعاً و عملیاتی لغو نشوند (نه فقط معافیت موقت)، ریسک اصلاح و نوسان شدید برای کسانی که در سقف هیجانی وارد شده‌اند بالاست. از سوی دیگر، اگر روند ۶۰ روزه‌ی مذاکرات نهایی طبق برنامه پیش برود، فاز دوم رشد — شبیه آنچه در دی ۹۴ دیدیم — می‌تواند برای صنایع صادرات‌محور (پتروشیمی، فلزات، معدنی) رخ دهد، اما این‌بار با یک تفاوت اساسی: نرخ بهره‌ی داخلی این‌بار به‌مراتب بالاتر از دوران برجام است و می‌تواند بخشی از این جذابیت را خنثی کند.

❗️❗️دو نمودار پایین: یکی شاخص کل در مقابل نرخ بهره بین‌بانکی از ابتدای سال، و یکی روند نزولی دلار حواله بعد از خبر توافق.

خلاصه‌ی نکات کلیدی تحلیل:
شاخص و نرخ بهره — بازار تا اردیبهشت رنج بود (حدود ۳.۷ میلیون)، نرخ بهره هم به‌آرامی از ۲۰.۶ به سمت سقف دالان ۲۴ درصد حرکت کرد. از ۲۰ خرداد به بعد با داغ‌شدن اخبار دیپلماتیک، شاخص جهش انفجاری کرد و به بالای ۴.۹ میلیون رسید — این رشد عمدتاً خبرمحور است نه بنیادی.

نرخ بهره ۲۳ به ۳۳ — گزارش‌ها از بازنگری گسترده بانک مرکزی در ساختار نرخ سود حکایت دارند؛ افزایش دو مرحله‌ای ۵ درصدی یا یک‌باره ۱۰ درصدی مطرح است که می‌تواند نرخ‌ها رو از کانال ۲۳-۲۴ به ۳۳-۳۴ درصد ببرد. این برای بورس یعنی رقیب جدی‌تر برای نقدینگی.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد — متن ۱۴ بندی که در ۲۷ خرداد قرائت شد، بند ۱۰ آن مستقیماً معافیت برای تراکنش بانکی، بیمه و حمل‌ونقل مرتبط با صادرات نفت و پتروشیمی رو پیش‌بینی کرده. اما بند ۹ تأکید می‌کنه تا توافق نهایی، وضعیت موجود حفظ می‌شه — یعنی هنوز چارچوب است، نه اجرای واقعی.

دلار حواله — از ۱۷۱.۵ به ۱۴۵.۶ هزار تومان ریخته (حدود ۱۵٪ افت) ظرف کمتر از ده روز، با چشم‌انداز افت بیشتر در صورت تثبیت توافق.

مقایسه با برجام — الگوی تاریخی نشون می‌ده "روز توافق" معمولاً با هیجان و ورود سرمایه خرد همراهه که می‌تونه در کوتاه‌مدت حتی بازدهی منفی بسازه (دقیقاً مثل برجام ۹۴)، در حالی که سود واقعی صادراتی معمولاً در فاز "اجرا" محقق می‌شه، نه فاز امضا.