جنگ تجاری آمریکا و چین (که از ۲۰۱۸ با تعرفههای ترامپ شروع شد) ظاهراً به ضرر هر دو کشور بود. اما چین در چند زمینه کلیدی توانست منفعت نسبی ببرد و حتی برخی از اهداف استراتژیک خود را جلو بیندازد و جالب هست که برخی از شاخص های کلان اقتصادی مخصوصا در بخش تورمی با آمار کاهشی و حتی منفی روبرو بوده.
۱. تغییر مسیر صادرات و گسترش بازارهای جدید:
وقتی آمریکا تعرفههای سنگین بر کالاهای چینی گذاشت، بر خلاف تصور عموم صادرات چین را به کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین افزایش داد و با برزیل، روسیه و کشورهای ASEAN روابط تجاری خود را تقویت کرد.پروژه کمربند و جاده (BRI) را با شتاب بیشتری گسترش داد تا وابستگی به بازار آمریکا کم شود.
🟢نتیجه: صادرات چین به بازارهای غیرآمریکایی رشد یافت و سهم آمریکا در کل صادراتش از حدود 20٪ به زیر 13٪ کاهش یافت.➡️
۲. شتاب در خودکفایی فناوری:
آمریکا با تحریم شرکتهایی مثل Huawei و محدودیت صادرات تراشه، قصد داشت چین را عقب نگه دارد.اما در عمل باعث شد چین سرمایهگذاری عظیمی روی صنایع نیمههادی، هوش مصنوعی، و تجهیزات مخابراتی بومی انجام دهد.وابستگیاش به تکنولوژی غرب را کاهش دهد.در حدی که باعث ریزش سهام شرکت های آمریکایی در این زمینه شد و به یکباره شاهد رشد سهام و ارزش بازار شرکت های چینی بودیم.به عنوان مثال بعد از محدودیتهای تراشه، چین میلیاردها دلار بودجه برای ساخت تراشههای SMIC و پروژههای هوش مصنوعی داخلی اختصاص داد.
۳. افزایش نفوذ یوان در تجارت جهانی:
جنگ تجاری به چین انگیزه داد تا وابستگی به دلار را کاهش دهد و قراردادهای نفتی با روسیه و عربستان را با یوان امضا کرد و از طرفی سهم یوان در پرداختهای جهانی (SWIFT) افزایش یافت و مسیر یوان دیجیتال (e-CNY) سریعتر توسعه یافت و این روند دقیقا بخشی از راهبرد چین برای تبدیل یوان به ارز بینالمللی است. حتی با خرید طلا و پشتوانه کافی و مازاد برای یوان حتی پس از توافق تجاری قابلیت کاهش ارزش یوان جهت افزایش صادراتی رو هم افزایش داده.
۴. تقویت زنجیره تأمین داخلی:
قبل از جنگ تجاری، بسیاری از شرکتهای چینی مونتاژکار بودند و مواد اولیه را از خارج میگرفتند اما جنگ تجاری باعث شد چین زنجیرههای تولید داخلی خود را تقویت کند، شرکتهای بومی را در تأمین قطعات کلیدی خودکفا کند. این سیاست با عنوان "Dual Circulation Policy" (گردش دوجانبه داخلی-خارجی) معروف شد.
۵. تضعیف موقعیت رقبای غربی:
در حالی که شرکتهای آمریکایی هزینه وارداتشان بالا رفت، چین با ارزان نگه داشتن یوآن (تضعیف ارزش یوان) و ارائه یارانههای دولتی به تولیدکنندگان توانست موقعیت رقابتی خود را در بازارهای جهانی حفظ کند. در نتیجه، برخی صنایع آمریکایی مثل کشاورزی و فولاد متضرر شدند ، ولی کارخانههای چینی صادراتشان را به سایر کشورها تغییر دادند.(حتی در جنگ تجاری چین و آمریکا کشور های اروپایی و آفریقایی هم بیشترین منفعت رو در قبال تضعیف یوان و تقویت ارزش پول خود نسبت به یوان بردند.)
۶. جلب حمایت سیاسی در جنوب جهانی (Global South)
چین از فضای ضدآمریکایی ناشی از جنگ تجاری برای تقویت روابطش با کشورهایی مثل ایران، ونزوئلا، آفریقای جنوبی و اندونزی استفاده کرد و در نتیجه، نقش ژئواقتصادی چین در نظام چند قطبی جدید پررنگتر شد. چین، روسیه، هند و برزیل در قالب گروه بریکس (BRICS) شروع به طراحی سیستمهای مالی غیردلاری کردند و این روند باعث شد کشورهایی مثل ایران، عربستان، مصر، اتیوپی نیز به بریکس بپیوندند. (چین در این گروه نقش "رهبر اقتصادی و بانکی" را دارد، و تلاش میکند جایگزینی برای سیستم مالی غرب (مثل SWIFT) بسازد.)
بهصورت خلاصه:
چین از جنگ تجاری، نه تنها برای مقابله با آمریکا، بلکه برای ساختن یک نظم اقتصادی موازی استفاده کرد؛ نظمی که دلار، غرب و حتی نهادهای سنتی مثل IMF در آن نقش کمرنگتری دارند.
چین چطور از جنگ تجاری با آمریکا منفعت برد؟
جنگ تجاری آمریکا و چین (که از ۲۰۱۸ با تعرفههای ترامپ شروع شد) ظاهراً به ضرر هر دو کشور بود. اما چین در چند زمینه کلیدی توانست منفعت نسبی ببرد و حتی برخی از اهداف استراتژیک خود را جلو بیندازد و جالب هست که برخی از شاخص های کلان اقتصادی مخصوصا در بخش تورمی با آمار کاهشی و حتی منفی روبرو بوده.