نقدینگی و پایه پولی دو تا متغیر کلیدی و مهم در اقتصاد هستن ، که نقش تعیینکنندهای در ایجاد تورم و تغییر و تبیین سیاست های پولی بانک مرکزی و یا دولت دارن ، پایه پولی، در واقع به پول خلق شده توسط بانک مرکزی یا چاپ پول بدون پشتوانه از سمت بانک مرکزی شناخته میشه و یا حتی چاپ و انتشار اوراق دولتی در مواقعی که دولت نیاز به پول داره برای پروژه ها و به اصطلاح ساده با کسری مواجه هست و مجبور به انتشار اوراق میشه ، هسته اصلی تورمساز در اقتصاد هم همین پایه پولی هست.
زمانی که پایه پولی افزایش پیدا میکنه این پول به مرور زمان در قالب نقدینگی (شامل پول و شبه پول) در اقتصاد تزریق میشه که به نوبه خودش با افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات (اگر رشد نقدینگی با افزایش متناسب در تولید کالاها و خدمات نباشه ) منجبر میشه و همین افزایش تقاضا سطح عمومی قیمت ها رو در کالا و خدمات بیشتر میکنه و به اصطلاح فشار تورمی ایجاد میشه.
در اقتصاد ایران، رشد نقدینگی همواره یکی از عوامل اصلی تورم بالا بوده همین تورم بالا منجبر شده که هم در طی زمان شاهد کاهش ارزش پول ملی باشیم و هم سطح عمومی قیمت ها مدام رشد کنه.
بانکمرکزی صرفا در قالب ترازنامه در دو بخش منابع و مصارف تشکیل،هر اقدام به تولید پایه پولی کند.منابع پایه پولی که منشا اصلیش از : خالص داراییهای خارجی بانکمرکزی + خالص بدهی بخش دولتی به بانکمرکزی + بدهی بانکها به بانکمرکزی +خالص سایر داراییهای بانکمرکزی هست (داراییهای داخلی و خارجی بانکمرکزی با بیشترین میزان نقدشوندگی) در واقع پولی که در بانک ها سر ریز میشه در جهت وام دادن به متقاضیان یا در پروژههای سودآور سرمایهگذاری میشه. به همین دلیل با وامدهیهای مکرر، پول جدید تری خلق میشه و سرعت گردش پول در اقتصاد رو بیشتر میکنه و همین باعث میشه پول خلق شده با سرعت بیشتر و قدرت بیشتری در جهت افزایش تقاضا در اقتصاد باشه و همین گردش و حجم نقدینگی ایجاد شده ارتباط نزدیک با نرخ تورم داره ، همونطور که اشاره کردیم اگر متناسب با نقدینگی ایجاد شده جریان تولیدی کالا و خدمات وجود نداشته ، افزایش نقدینگی در تغییرات سطح عمومی قیمتها که همون تورم هست خودش رو نشون میشده و در سطح جامعه همین موضوع باعث افزایش سطح انتظارات تورمی میشه که همین موضوع مجددا تقاضا رو در جهت فروش ریال و گرفتن دارایی هایی که ارزش یا بهتره بگیم قدرت خرید رو حفظ میکنن بیشتر میکنه.
نقدینگی همونقدر که اهرم کمکی برای تولید در چارچوب سیاستهای پولی هست ، میتونه اقتصاد یک کشور را فلج کند که اولین نشونه اش هم به واسطه عدم اطمینان به اقتصاد و عدم ثبات در ارزش پول ملی میشه رد گیری کرد.
کنترل این چاقوی دولبه (پول در تولید یا در جهت انتظارات تورمی) یکی از وظایف مهم بانک مرکزی و دولت هست که با تبیین سیاست های پولی و مالی میتونن این کار رو بکنن.
بانکمرکزی معادل ارزش ریالی اقلام پایه پولی، اسکناس و مسکوک منتشر میکند که در ادبیات اقتصاد، افزایش هر کدام از اجزا پایه پولی با ضریب یکسانی بهنام ضریب فزاینده باعث افزایش نقدیندگی میشود. اما ممکن است درجه تاثیر هر یک از اجزای پایه پولی بر نقدینگی متفاوت باشد که اگر اینگونه باشد، علاوه بر پایه پولی، ترکیب اجزای پایه پولی نیز میتواند روی نقدینگی تاثیر بگذارد.
ضریب فزاینده پولی چیست؟
با تقسیم عرضه پول بر پایه پولی به ضریب فزاینده پولی میرسیم: M=m×B بنابراین هریک ریال پایه پولی به اندازه mبرابر، نقدینگی را افزایش میدهد که نکات مهم رابطه پایه پولی و نقدینگی بهصورت زیر است:
1. عدد نقدینگی به علت ماهیت خلق پول آن همواره بیشتر از پایه پولی است.
2. نقدینگی متناسب با پایه پولی تغییر میکند. بنابراین هرچه پایه پولی افزایش یابد، نقدینگی نیز به همان نسبت افزایش پیدا خواهد کرد.
3. هرچه نسبت ذخیره به سپرده کمتر باشد، بانکها وام بیشتری خواهند داد. در نتیجه به ازای هر یکریال در پایه پولی، پول بیشتری خلق میکنند و این قضیه به رشد نقدینگی منجر خواهد شد.
4. هرچه نسبت پول نقد به سپرده کمتر باشد، بخش کمتری از پول (ریال) نزد مردم نگهداری شده و پایه پولی به علت وجود سپردههای بانکی بیشتر، افزایش یافته و به تبع آن، قدرت خلق پول بانکها و نقدینگی افزایش خواهد یافت.
ضریب فزاینده پایه پولی در ایران عددی بین ۷ تا ۸ بوده است و این به آن معناست که تقریبا هفتبرابر میزان افزایش پایه پولی، به نقدینگی کشور اضافه شده و در صورت رشد اقتصادی صفر درصد، مطابق نظریه مقداری پول، معادل تغییرات درصدی نقدینگی، تورم نیز افزایش خواهد یافت.
بانکمرکزی با تعیین پایه پولی سعی در کنترل نقدینگی و حجم پول دارد. به عبارت دیگر بانکمرکزی با تغییر پایه پولی و تغییر نسبت ذخیره به سپرده به شکل مستقیم عرضه پول را کنترل میکند. هرچه نسبت ذخیره به سپرده یا همان نسبت قانونی بیشتر باشد، قدرت خلق پول بانکها کمتر شده و نقدینگی کاهش مییابد. البته در این زمینه، بانکها از سایر سیاستهای پولی مانند عملیات باز و نرخ تنزیل نیز استفاده میکنند. به نمودار دقت کنید. همانگونه که ملاحظه میکنید دولت با وجود افزایش پایه پولی توانسته است نقدینگی را (به وسیله کم کردن تسهیلات بانکی) تا حدودی کاهش دهد، چرا که نقدینگی و پایه پولی در اقتصاد رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند. نظام بانکی از طریق وامدادن میتواند پول بیشتری خلق کرده و نقدینگی را افزایش دهد. از طرف دیگر افزایش پایه پولی موجب افزایش بیشتر نقدینگی خواهد شد. نقدینگی بالا نیز به نرخ تورم بالا منجر خواهد شد و از آنجا که تورم به معنای افزایش سطح قیمت کالاها و خدمات است، معیشت مردم دچار مشکلات بیشتری خواهد شد.
برای کنترل تورم، علاوه بر کنترل پایه پولی باید مکانیزمهای درونزایی پول را کنترل کرد، زیرا اولا پایه پولی در کوتاهمدت تاثیری بر تورم ندارد؛ ثانیا مکانیزم تاثیرگذاری تورم بر نقدینگی و پایه پولی باعث فعال شدن پویاییهای تورم شده و از طریق ایجاد پول درونزا میتواند کنترل پایه پولی را به ضد خود تبدیل کند. بهعبارت دیگر اگر چنانچه تمرکز سیاستگذار پولی، کنترل تورم از طریق نقدینگی است و برای این منظور، کنترل پایه پولی را هدف گرفته است، احتمالا به شکست منجر شود، زیرا در این حالت نقدینگی به صورت درونزا رشد خواهد کرد و با توجه به کنترل پایه پولی، در وهله اول، ضریب فزاینده افزایش مییابد، ولی در ادامه باعث خواهد شد که تورم ایجاد شود و همین تورم بهوجودآمده، تقاضای واقعی وام را افزایش داده و درنهایت باعث افزایش پایه پولی از محل افزایش بدهی بانکها به بانکمرکزی خواهد شد.
بنابراین جهت کنترل تورم باید بهصورت همزمان دو نکته را در نظر داشت. از یکسو باید با کنترل نرخ سود بانکی از طریق عملیات بازار باز و نظارت گسترده بر قدرت وامدهی و خلق نقدینگی بانکها نظارت داشت و مطابق با هدف تورمی باید همسانسازی صورت گیرد. از طرف دیگر نیز هدفگذاری تورم توسط مقام پولی باید به گونهای در نظر گرفته شود که پویاییهای تورم از جمله خلق پول درونزا در حداقل مقدار خود قرار داشته باشد.