در لایحه بودجه، عددها همیشه بلندتر از واقعیت حرف می‌زنند. وقتی اعلام می‌شود درآمدهای مالیاتی با رشد ۶۲ درصدی به ۲,۹۶۱ هزار میلیارد تومان رسیده، در نگاه اول پیام «انضباط مالی» مخابره می‌شود؛ اما اگر این عدد را در قاب تورم، کسری بودجه و محدودیت‌های ارزی دولت بگذاریم، تصویر کاملاً تغییر می‌کند.⭕️این افزایش، بیش از آنکه نشانه قدرت دولت در مالیات‌ستانی باشد، نشانه ناتوانی دولت در تأمین منابع پایدار دیگر است.

🔴تورمی که دولت خودش ساخته، حالا مبنای مالیات شده
دولت در سال‌های اخیر برای پوشش کسری بودجه، دو ابزار اصلی داشته : "چاپ پول مستقیم یا غیرمستقیم یا انتشار گسترده اوراق بدهی" که نتیجه روشن این اقدامات تورم مزمن و فزاینده بوده ، اما نکته مهم اینجاست که همین تورم حالا به پایه اخذ مالیات تبدیل شده است. قیمت‌ها بالا رفته ، فروش اسمی شرکت‌ها افزایش یافته ، حقوق‌ها عددی بزرگ‌تر شده و از همه مهم تر ارزش دارایی‌ها تورمی رشد کرده و دولت بدون آنکه تولید واقعی بیشتر شده باشد، از این افزایش اسمی مالیات واقعی می‌گیرد به بیان ساده‌تر دولت اول با سیاست‌های مالی و پولی، تورم می‌سازد؛ بعد از همان تورم مالیات می‌گیرد.➡️

🔴وقتی نفت فروخته می‌شود، اما پولش برنمی‌گردد
در اقتصاد ایران، مالیات معمولاً جایگزین نفت معرفی می‌شود؛ اما واقعیت این است که این جایگزینی اختیاری نیست، اجباری است ، دولت یا نمی‌تواند نفت بفروشد ا اگر می‌فروشد، نمی‌تواند پولش را به‌طور کامل و پایدار وارد کشور کند پس منبع ارزی قابل اتکا وجود ندارد. در چنین شرایطی هزینه‌ها ریالی‌اند ، پرداخت حقوق، یارانه و بدهی‌ها فوری است و مالیات، تنها منبع نقد شونده و در دسترس دولت می‌شود بنابراین فشار مالیاتی نه از سر اصلاح ساختار، بلکه از سر اجبار مالی است.

بطور خلاصه
دولت بار ناترازی خود را به دوش بخش شفاف اقتصاد و طبقه متوسط انداخته است. آنچه در حال وقوع است، یک چرخه بسته و فرسایشی است:
کسری بودجه → چاپ پول و اوراق → تورم → رشد اسمی درآمدها → افزایش مالیات → فشار بر تولید → رکود → کسری بودجه جدید