در اقتصاد ایران، چرخه حرکت نقدینگی میان بازارها سال‌هاست که تکرار می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن پول برای فرار از تورم، مدام از یک دارایی به دارایی دیگر مهاجرت می‌کند. در اقتصادهای تورمی، نقدینگی معمولاً آرام و ثابت باقی نمی‌ماند، بلکه مثل موجی سرگردان حرکت می‌کند تا جایی را پیدا کند که بتواند ارزش خود را حفظ کند یا بازدهی بیشتری بگیرد. در ایران این الگو بارها دیده شده و تقریباً همیشه با رشد نقدینگی، جهش نرخ ارز و افزایش نااطمینانی اقتصادی آغاز شده است.

در بسیاری از دوره‌ها، نخستین مقصد پول بازار مسکن بوده است. به‌خصوص در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، بخش بزرگی از سرمایه‌ها وارد زمین و ملک شد. مردم مسکن را امن‌ترین پناهگاه سرمایه می‌دانستند؛ بازاری که هم از تورم عقب نمی‌ماند و هم ریسک کمتری نسبت به سایر بازارها داشت. افزایش درآمدهای نفتی، رشد نقدینگی و انتظارات تورمی باعث شد قیمت مسکن جهش‌های سنگینی را تجربه کند. اما پس از مدتی، با بالا رفتن شدید قیمت‌ها، بازار وارد رکود معاملاتی شد؛ یعنی قیمت‌ها همچنان بالا بودند اما قدرت خرید کاهش یافته بود و معاملات کم شد. در این مرحله، بخشی از سرمایه‌ها به دنبال بازاری چابک‌تر حرکت کردند.

پس از آن، بخشی از نقدینگی وارد بازار خودرو شد. به‌ویژه از سال ۱۳۹۷ به بعد، خودرو در ایران از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایه‌ای تبدیل شد. جهش نرخ ارز، محدودیت واردات، کاهش تولید و اختلاف شدید قیمت کارخانه و بازار آزاد، شرایطی ایجاد کرد که خودرو تبدیل به ابزاری برای حفظ ارزش پول شود. بسیاری از مردم که توان ورود به بازار مسکن را نداشتند، سرمایه خود را وارد خودرو کردند. در آن دوره، خرید خودرو دیگر صرفاً برای مصرف نبود؛ بلکه نوعی سرمایه‌گذاری و سفته‌بازی محسوب می‌شد و حتی خودروهای داخلی هم با سرعتی بالا رشد قیمت را تجربه کردند.

همزمان با تشدید تورم و افزایش نااطمینانی سیاسی و اقتصادی، جریان پول به سمت طلا و ارز حرکت کرد. در این مرحله، هدف اصلی سرمایه‌گذاران دیگر کسب سود بالا نبود، بلکه حفظ ارزش دارایی در برابر کاهش ارزش ریال بود. دلار، سکه، طلای آب‌شده و بعدتر صندوق‌های طلای بورسی، به پناهگاه سرمایه‌ها تبدیل شدند. هر شوک سیاسی یا اقتصادی، موج جدیدی از ورود پول به این بازارها ایجاد می‌کرد و قیمت‌ها را با جهش مواجه می‌ساخت. در این فاز، سرعت گردش نقدینگی بسیار بالا می‌رود و رفتار بازارها بیشتر هیجانی می‌شود.

بعد از جهش ارز و طلا، معمولاً بورس وارد فاز رشد می‌شود. در اقتصاد ایران، بازار سهام اغلب با تأخیر نسبت به سایر بازارها واکنش نشان می‌دهد. زمانی که نرخ دلار بالا می‌رود، سودآوری شرکت‌های صادرات‌محور افزایش پیدا می‌کند و ارزش دارایی شرکت‌ها رشد می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود سرمایه‌ها به سمت بورس حرکت کنند. نمونه بارز این اتفاق در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ دیده شد؛ زمانی که پس از رشد سنگین ارز، طلا، خودرو و مسکن، موج عظیمی از نقدینگی وارد بورس شد و شاخص کل رشد تاریخی را تجربه کرد. میلیون‌ها نفر وارد بازار سهام شدند و بورس به مقصد نهایی نقدینگی تورمی تبدیل شد. اما پس از شکل‌گیری حباب و ریزش بازار، سرمایه‌ها دوباره از بورس خارج شدند و بخشی از آن‌ها به بازارهای موازی بازگشتند.

در واقع، اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته بارها این سیکل را تجربه کرده است؛ چرخه‌ای که معمولاً با رشد نقدینگی و جهش ارز آغاز می‌شود، سپس به رشد طلا، خودرو و مسکن می‌رسد و در نهایت بورس را درگیر می‌کند. بعد از تخلیه حباب یا افزایش ریسک، پول دوباره مسیر تازه‌ای پیدا می‌کند و چرخه از نو تکرار می‌شود. در این ساختار، دلار معمولاً موتور اصلی تورم است، طلا دماسنج ترس بازار محسوب می‌شود، خودرو ابزار سفته‌بازی طبقه متوسط است، مسکن محل ذخیره سرمایه‌های سنگین است و بورس آخرین ایستگاه ورود گسترده نقدینگی به شمار می‌رود.


در اقتصاد ایران، چرخه حرکت نقدینگی میان بازارهای مختلف طی دهه‌های گذشته بارها تکرار شده و عملاً به یکی از الگوهای ثابت رفتار سرمایه در فضای تورمی کشور تبدیل شده است. در اقتصادی که تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، رشد مداوم نقدینگی و نااطمینانی سیاسی و اقتصادی وجود دارد، پول معمولاً در یک بازار ثابت نمی‌ماند و مدام میان دارایی‌هایی جابه‌جا می‌شود که بتوانند ارزش سرمایه را حفظ کنند یا بازدهی بیشتری نسبت به تورم بدهند. این جابه‌جایی معمولاً از بازارهای سنگین‌تر و کم‌نقدشونده‌تر آغاز می‌شود و به سمت بازارهای سریع‌تر و هیجانی‌تر حرکت می‌کند.

در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، بازار مسکن مهم‌ترین مقصد نقدینگی در ایران بود. رشد درآمدهای نفتی، افزایش حجم پول و نگاه سنتی جامعه به ملک به‌عنوان امن‌ترین دارایی باعث شد سرمایه‌های بزرگ وارد زمین، آپارتمان و ساخت‌وساز شوند. در آن سال‌ها قیمت مسکن جهش‌های قابل توجهی را تجربه کرد و بسیاری از مردم تصور می‌کردند ملک همیشه سودده‌ترین بازار کشور خواهد بود. اما پس از جهش شدید قیمت‌ها، بازار به تدریج وارد رکود معاملاتی شد؛ یعنی قیمت‌ها همچنان بالا می‌رفت اما قدرت خرید مردم کاهش یافته بود و حجم معاملات افت می‌کرد. همین موضوع باعث شد بخشی از نقدینگی به دنبال بازارهای چابک‌تر و در دسترس‌تر حرکت کند.

با تشدید تحریم‌ها و جهش نرخ ارز در سال ۱۳۹۱، جریان پول به سمت دلار و طلا تغییر مسیر داد. در این مقطع، مردم بیش از هر زمان دیگری نسبت به آینده ریال بی‌اعتماد شدند و ارز و سکه به ابزار اصلی حفظ ارزش دارایی تبدیل شدند. دلار که سال‌ها در محدوده‌ای نسبتاً ثابت قرار داشت، ناگهان جهش کرد و همین شوک ارزی آغازگر موج جدیدی از تورم و سفته‌بازی شد. در این مرحله، طلا و ارز دیگر فقط ابزار سرمایه‌گذاری نبودند، بلکه به پناهگاه روانی جامعه تبدیل شدند و حتی افرادی که تجربه اقتصادی خاصی نداشتند نیز برای حفظ قدرت خرید خود وارد این بازارها شدند.

در ادامه و به‌ویژه از سال ۱۳۹۷ به بعد، بازار خودرو نیز وارد چرخه سفته‌بازی شد. جهش ارزی، محدودیت واردات، افت تولید و اختلاف شدید قیمت کارخانه و بازار آزاد باعث شد خودرو از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایه‌ای تبدیل شود. بسیاری از سرمایه‌های متوسط که توان خرید ملک را نداشتند، وارد بازار خودرو شدند. در آن دوره، نگهداری خودرو به‌نوعی شبیه نگهداری طلا یا دلار تلقی می‌شد و حتی خودروهای اقتصادی داخلی نیز رشد قیمتی سنگینی را تجربه کردند. خودرو در این مرحله به ابزار حفظ ارزش پول طبقه متوسط تبدیل شد و حجم بالایی از نقدینگی سرگردان را جذب کرد.

پس از رشد بازارهای ارز، طلا، خودرو و مسکن، معمولاً بورس وارد فاز صعودی می‌شود. این اتفاق در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به‌وضوح مشاهده شد. پس از جهش نرخ ارز، سودآوری شرکت‌های صادرات‌محور و دلاری افزایش یافت و بسیاری از فعالان اقتصادی به این نتیجه رسیدند که بازار سهام هنوز از تورم عقب مانده است. همین موضوع باعث شد موج عظیمی از نقدینگی وارد بورس شود. میلیون‌ها کد بورسی جدید صادر شد و شاخص کل بورس رشد تاریخی را تجربه کرد. در آن مقطع، بورس به مقصد نهایی نقدینگی تورمی تبدیل شد؛ بازاری که پول پس از عبور از ملک، خودرو، طلا و ارز، برای کسب بازدهی بیشتر وارد آن شده بود. اما با شکل‌گیری حباب و آغاز ریزش سنگین بازار در نیمه دوم سال ۱۳۹۹، بخش زیادی از سرمایه‌ها دوباره از بورس خارج شدند و به سمت سایر بازارها بازگشتند.

در سال‌های بعد نیز همین الگو با شدت و ضعف متفاوت ادامه پیدا کرد. هر زمان که انتظارات تورمی افزایش یافت یا شوک سیاسی و اقتصادی رخ داد، ابتدا بازار ارز و طلا واکنش نشان دادند، سپس خودرو و مسکن تحت تأثیر قرار گرفتند و در نهایت بورس وارد فاز حرکتی شد. در واقع، اقتصاد ایران طی سال‌های اخیر بارها نشان داده که نقدینگی در فضای تورمی به‌صورت مرحله‌ای میان بازارها گردش می‌کند و هر بازار زمانی مقصد پول می‌شود که بازار قبلی یا به اشباع رسیده باشد یا توان جذب سرمایه جدید را از دست داده باشد.

به‌طور کلی، در ساختار اقتصادی ایران، دلار معمولاً موتور اولیه تورم و انتظارات تورمی محسوب می‌شود، طلا نقش پناهگاه سرمایه در زمان نااطمینانی را دارد، خودرو ابزار سفته‌بازی طبقه متوسط است، مسکن محل ذخیره سرمایه‌های سنگین و بلندمدت به‌شمار می‌رود و بورس آخرین ایستگاه ورود گسترده نقدینگی برای کسب بازدهی بالاتر از تورم است. این چرخه تا زمانی که تورم مزمن، رشد بالای نقدینگی و بی‌ثباتی اقتصادی در کشور وجود داشته باشد، احتمالاً همچنان به اشکال مختلف تکرار خواهد شد.