#اقتصادی 🔴 #سیاسی
تعصب ساختاری در حکمرانی اقتصادی؛ انجماد فکری در یک اقتصاد بسته و تحریمی
#بخش_شصت_نهم

بزرگ‌ترین مصیبت اقتصادی ایران این نیست که اشتباه کرده : این است که روی اشتباه اصرار می‌کند.➡️
یکی از مهم‌ترین موانع رشد و ثبات اقتصاد ایران ، تعصب ساختاری در سیاست‌گذاری و اصرار بر الگوهایی است که سال‌هاست نا کارآمدی آن‌ها برای همه آشکار شده است. این تعصب، همراه با انجماد فکری در تصمیم‌گیری اقتصادی ، باعث شده اقتصاد کشور در چرخه‌ای بسته ، تحریمی و غیر رقابتی و کاملا ناکارآمد و مستهلک شونده گرفتار شود.
در چنین محیطی ایده‌های جدید شنیده نمی‌شود ، اصلاحات به تعویق می‌افتد ، کارشناسان کنار گذاشته می‌شوند و سیاست‌گذاری‌های تکراری همراه با آزمون و خطاهای غیر ساختاری در مسیر شکست‌خورده گذشته را دوباره تولید می‌کند. اقتصادی که در معرض تحریم‌های خارجی و محدودیت‌های داخلی است ، بیش از هر زمان دیگری به انعطاف‌پذیری ، یادگیری و بازنگری شجاعانه در سیاست‌ها نیاز دارد ؛ اما تعصب به نگرش‌های قدیمی ، فضا را برای رشد ، سرمایه‌گذاری و نوآوری تنگ‌تر کرده است.

🔴نمونه‌های واقعی تعصب ساختاری و انجماد فکری در تصمیمات اقتصاد ایران:

۱) قیمت‌گذاری دستوری کالاها و ارز:
چند دهه است همه جهان فهمیده قیمت‌گذاری دستوری تولید را نابود می‌کند ، اما در ایران قیمت خودرو ، قیمت لبنیات و مرغ ، قیمت فولاد و سیمان ، نرخ ارز در مرکز مبادله همه با دستور تعیین می‌شود که نتیجه آن طی تمام این سالیان رانت ، جهش قیمتی ، فساد ، کمبود کالا شده ، اما باز هم ادامه تصمیم گیری های ساختاری در جهت مدیریت و سرکوب قیمت ها و دستوری کردن اقتصاد با همان شیوه و همان نتایج تکراری است. این یعنی انجماد فکری کامل در فضای تصمیمی گیری اقتصادی ایران.

۲) سیاست چند نرخی ارز (بیش از ۳۷ سال تکرار یک اشتباه):
از دهه ۶۰ تا الان دلار چندنرخی بوده ، دلار رسمی، مبادله‌ای، نیما، بازار آزاد، توافقی، صادراتی… (بیش از هجده نرخ ارزی) و همه این‌ها بارها شکست خورده اما باز همان سیاست دوباره اجرا می‌شود که نتیجه آن چیزی جز بزرگ‌ترین منبع رانت اقتصادی ، فرار سرمایه ، فساد سازمان‌یافته ، فلج شدن تجارت خارجی

۳) ادامه اصرار بر اقتصاد دولتی:
درحالی‌که دنیا خصوصی‌سازی واقعی انجام داد، اما در ایران بانک‌ها ، بیمه‌ها ، خودروسازی ، فولادی ها ، پتروشیمی ها ، بنادر ، استخراج تولید و توزیع انرژی همه را در کنترل دولت و نهاد های شبه ‌دولتی‌ها نگه داشته تا به دلیلی اقتصاد دستوری و سرکوب قیمت ها نتیجه ای جز کاهش بهره‌وری ، زیان انباشته ، وابستگی به بودجه دولت و عدم رقابت‌پذیری در تولید و خدمات نداشته!

۴) چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی:
همه اقتصاددان‌ها می‌گویند این کار تورم‌زاست و خود دولت اذان دارد که عامل تورم است ، اما سیاست‌گذار برنامه و بودجه و اقتصادی ایرانی دهه‌هاست به آن چسبیده کسری بودجه با چاپ پول ، پرداخت یارانه با چاپ پول ، جبران حقوق‌ها با چاپ پول نتیجه آن چه چیزی جز تورم ۳۰ تا ۵۰ درصدی همیشگی ، سقوط ارزش پول ملی ، از بین رفتن پس‌انداز مردم که این یعنی تعصب ساختاری روی بدترین روش تأمین مالی.

۵) ادامه سیاست‌های تجاری بسته و بستن واردات:
در اقتصاد جهانی‌شده ۲۰۲۵ ، ایران همچنان واردات بسیاری از کالاها را محدود می‌کند به چه دلیلی؟ نتیجه آن چه بوده؟ چیزی جز کاهش کیفیت با گرانی و کمبود قطعه و عقب‌ماندگی تکنولوژی ها بوده؟

۶) بی‌اعتنایی به هشدار کارشناسان:
ده‌ها بار کارشناسان هشدار دادند ارز ۴۲۰۰ تومانی اشتباه است ، سهمیه‌بندی سختگیرانه واردات خطرناک است ، تثبیت مصنوعی قیمت انرژی ضدتولید است ، کنترل دستوری سود بانکی تورم می‌سازد ، اما گوش شنوایی نبوده و نیست؛ تعصب سیاستی اجازه تغییر نمی‌دهد.

۷) اصرار بر خودکفایی مطلق:
خودکفایی غذایی و صنعتی یک روش است، اما بهای آن باید پرداخت شود ، بهایی در ازای دریافت دانش و تکلونوژی و تقویت زیر ساخت ها ، ولی در ایران تبدیل به "تعصب و توهم تولیدی" شده و هیچ نتیجه ای جز هدر رفت میلیاردها دلار از منابع و زیر ساخت های تولیدی و کشاورزی و ناکارآمدی همراه با هزینه تولید بالا و رکود سرمایه‌گذاری همراه با بحران انرژی و طبیعت نداشته!

۸) تکیه دائمی بر درآمد نفت بدون اصلاح ساختار:
بیش از ۶۰ سال است همه می‌گویند اقتصاد نفتی شکننده است اما اصلاح مالیات ، هزینه‌های دولت ، بهره‌وری ، حمایت و ایجاد زیر ساخت های صادراتی و سرمایه‌گذاری همیشه به تأخیر افتاده.

‼️ نتیجه ۸ خطای ساختاری حکمرانی اقتصادی ایران:
۱) تورم دائمی و سقوط قدرت خرید
۲) بی‌ثباتی ارزی و جهش‌های پی‌در‌پی دلار
۳) نابودی سرمایه‌گذاری و فرار سرمایه
۴) رکود تولید و کاهش بهره‌وری
۵) فساد سازمان‌یافته و رانت‌های چند ده‌هزار میلیاردی
۶) انحطاط تدریجی اقتصاد ملی